2014 allen and ginter code cracked  

درخواست حذف این مطلب
2014 allen and ginter code cracked > http://shorl.com/rimitarustatre 2014 allen and ginter code cracked, bpm studio pro crack for gta 5ed1281650 voltz cracked server list 1.5.2 plants vs zombies 1 crack mueren por papel crack family gz virtual dj 4.2 crack free free cursorfx plus for windows 7 full version serial code for simcity 5 pro structural analysis and design 2.5.21 sp1 keygen for mac serial number for adobe audition 1.5 serial number tracking open erp modules 7 days to die alpha 6 cracked screen lumion 6 crack kick come little children hocus pocus lyrics full version nba 2011 full version free data glitch 2 crack macaroni galaxy tab cracked screen replacement settlers 2 10 anniversary crack ok 2 chainz lyrics crack hunter x hunter tagalog version full episode 1 g force autodesk 201

ادامه مطلب  

هفتم محرم الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى  

درخواست حذف این مطلب
هفتم محرم الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى بستن شریعه فرات در این روز عبیدالله بن زیاد نامه ای به نزد عمربن سعد فرستاد و به او ‏دستور داد تا با یان خودبین حسین (ع) و اصحابش و آب فرات فاصله ایجاد کرده ‏و اجازه نوشیدن حتی یک قطره آب را به ندهند، همانگونه که از دادن آب به عثمان بن ‏نعمان خودداری شد.‏ عمربن سعد نیز فوراً عمروبن حجاج را با پانصد سوار در کنار شریعه فرات مستقر کرد و ‏مانع دسترسی حسین (ع) و یارانش به آب شدند و این رفتار غیرانسانی سه روز ‏قبل ا

ادامه مطلب  

چه ندانی.... چه نخواهی!  

درخواست حذف این مطلب
من به غیر تو نخواهم چه بدانی چه نداني از درت روی نتابم چه بخوانی چه برانی دل من میل تو دارد چه بجویی چه نجویی دیده ام جای تو باشد چه بمانی چه نمانی من که بیمار تو هستم چه بپرسی چه نپرسی جان به راه تو سپارم چه بدانی چه نداني ایستادم به ارادت چه بود گر بنشینی بوسه ای بر لب عاشق چه شود گر بنشانی می توانی به همه عمر دلم را بفریبی ور بکوشی ز دل من بگریزی نتوانی دل من سوی تو آید بزنی یا بپذیری بوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانی جانی از بهر تو دارم چه بخوا

ادامه مطلب  

چه ندانی.... چه نخواهی!  

درخواست حذف این مطلب
من به غیر تو نخواهم چه بدانی چه ندانياز درت روی نتابم چه بخوانی چه برانیدل من میل تو دارد چه بجویی چه نجوییدیده ام جای تو باشد چه بمانی چه نمانیمن که بیمار تو هستم چه بپرسی چه نپرسیجان به راه تو سپارم چه بدانی چه ندانيایستادم به ارادت چه بود گر بنشینیبوسه ای بر لب عاشق چه شود گر بنشانیمی توانی به همه عمر دلم را بفریبیور بکوشی ز دل من بگریزی نتوانیدل من سوی تو آید بزنی یا بپذیریبوسه ات جان بفزاید بدهی یا بستانیجانی از بهر تو دارم چه بخواهی چه ن

ادامه مطلب  

قسمتهای زیبا از کتاب  

درخواست حذف این مطلب
زخمی اگر بر قلب بنشیند ؛ تو ، نه می توانی زخم را از قلبت وا ی و نه می توانی قلبت را دور بیندازی . زخم تکه ای از قلب توست . زخم اگر نباشد ، قلبت هم نیست . زخم اگر نخواهي باشد ، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی . قلبت را چگونه دور می اندازی ؟ زخم و قلبت یکی هستند .#محمود_ ت_آبادی

ادامه مطلب  

زلال باش  

درخواست حذف این مطلب
هنگامی که از درون زلال باشی خداوند به تو نوری می بخشد ، آنچنان که نداني  و مردم تو را دوست می دارند از جایی که ندانيو نیازهایت از جایی برآورده شود که نداني چه شداین یعنی پاک نیتی... و پاک نیت ی است که برای همه ، بدون استثناء ، خیر بخواهد .چون می داندسعادت دیگران از خوشی او نمی کاهد.و بی نیازی آنها از ثروت او کم نمی کند.و سلامت آنها عافیت و آرامش او را سلب نخواهد کرد.پس چه زیباست که همیشه نیک ش و خیر خواه باشیم...  

ادامه مطلب  

شعری در مورد خشم از مولانا  

درخواست حذف این مطلب
جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو گر نخواهي کبر را رو بی تکبر خاک شو خشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من هر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو

ادامه مطلب  

بلاتکلیفی  

درخواست حذف این مطلب
هوالغریب...می دانی کشنده ترین درد دنیا چیست؟انتظار و بلاتکلیفی...این که نداني این طرفی یا آن طرف... اصلا همین یک درد کافیست تا تو تمام شوی...لعنت به تمام بلاتکلیفی ها و تمام آدم هایی که تو را در این برزخ می گذارند ... لعنت به تمامشمان!+ این روزها به دستان معجزه گر خداوند نیازمندم که رهایم کند از تمام این بلاتکلیفی های کشنده... به دستانش نیاز دارم... خیلی سخت است به همم چیز و همم   در این دنیا بی اعتماد باشی... خدا این روز را برای هیچ نیاورد...

ادامه مطلب  

" از تبار ستاره ها و از نفس های خدا"  

درخواست حذف این مطلب
ابرمه آلود و سفید عشق که به آسمان چنگ می اندازد خودش را در نفس های خدا گره می زند روزی... فقط یک روز در تاریک ترین و طلایی ترین غروب که رنگ سفید ابر طلایی هارا در آغوش می کشد آن روز بی هیچ چکمه ی ساق بلندی در کوچه های شهر غوطه ور شو چترت را بر ندار قاصدک ها را فوت کن و ترانه هایت را به دنبال ابر برو که با نفس های خدا گره خورده است برو اگر او به تاریک ترین دره ها رفت نگران بیابان نباش ابر خواهد بارید باری... فقط یک بار ابر می بارد بارانی از تبار ستاره ه

ادامه مطلب  

مخمل سیاه لایتناهی  

درخواست حذف این مطلب
همه جا تاریک است، همه خوابند، و نگاهم خیره به جاده است، به همه ی چیزهایی که میدانم پشت این مخمل تاریک جا خوش کرده اند. ساعتی از شب است که نه همیاری برای شب بیداری هست و نه حوصله یاری ات می کند روی صفحه ی گوشی چیزی بخوانی. ناچاری بزنی به دل جاده و بروی، فقط بروی. گوش کنی «گذشتم از او به خیره سری، گرفته ره مه دگری، کنون چه کنم، با خطای دلم... » نداني برای کدام معشوق اساطیری، اما دلت بگیرد از خطای ندانسته. نداني میان این همه تاریخ و بعد از این همه زندگ

ادامه مطلب  

داریوش جعفری  

درخواست حذف این مطلب
اینروزها دارد زمین بوی اسان شد آسمان هم خادم کوی اسان هر گره دارد به  کارش دست دارد امروز و هر روز دگر سوی اسان  خیل ملک جاروکش صحن و رواقِ خورشید هشتم ماه دلجوی اسان اختر ببین با شوق آمد تا که شاید  خادم شود در برج و باروی اسان اعجاز کرد و شد بر هر دو عالمتصویر و یاد و نام آهوی اسان یکبار دیگر از م یاد  بازم هوای صحن گوهرشاد تنها فقط تو پنجره فولاد داری تنها فقط تو صحن گوهر شاد داری سلطان تویی عالم غلامت حضرت ش

ادامه مطلب  

عاقبت راه، کدام...  

درخواست حذف این مطلب
بسم الله الرّحمن الرّحیم ک شان ها و زمین ها همگی نیکویند، کوه و دار و در و دشت دل من صاف نشد آینه کو که ببودش کژ و کوله بینی، نشدَش کوه و دَرَش از بَرِ من بالینی تا که آیینه ببودش کژی و چل سویی، نور بر نور ستیزد تو چه را می جویی؟ هیچ دانی زدی و جمله ی زیبق ریختی؟ چشم ها را بفکندی و دلت آویختی؟ بعد از این سو به چه پرتگاه بخواهی که روی؟ پای و دست و سر و گردَنت به زنجیر بَری؟ جای تو صحبت با دوست، رفاقت ها نیست، جمله ی هیر سوی توست نخواهي خوش دید ناتوان

ادامه مطلب  

مصطفی  

درخواست حذف این مطلب
دانه دانه تمام راه های دوست داشتنت را بستی ذره ذره دور شدی از آدم بودن دور شدی ازقابل اعتمادبودن دور شدی ازتمام تصورات قشنگم چه گفتی به من یادت هست؟گفتی  حسودی ومیدانستم که عاشقان حسودند که خود حسودم وتوراباهیچ قسمت نمیتوانستم !یادت هست گفتم هرگزلبانم را مبوس وبوسیدی وبوسیدی  ونفهمیدی مراعمیقتردردام خود گرفتارکردی!تورابااشک هایم  میشورم که پاک شوی! توراباقلب ش ته ام نمیتوانم بخشیدن!مصطفای من یادت هست گفتی مغروری وازخودخوش!توراچ

ادامه مطلب  

تیله  

درخواست حذف این مطلب
چند تا تیله خوشگل و خوشرنگ از تو شامپو بچه گلرنگ درآوردم و از ب هی باهاش سرگرمم تو بچگیم چند تا دونه داشتم و الان اینا برام خیلی جذابن کاش یکی باشه که دلش مث دل تیله ها پیدا باشه و بشه دید تو دلش چی میگذره تو تلگرام یه گزینه چت با خود هست که نمیدونم خوبه یا بده ولی من دارم اونجا با خودم حرف میزنم و از آرزوهام با خودم میگم و گاهی درددلامو به خودم میگم و ... * شادم تصور می کنی وقتی نداني لبخندهای شادی و غم فرق دارند #فاضل_نظری

ادامه مطلب  

شعری در مورد خشم از مولانا  

درخواست حذف این مطلب
جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو گر نخواهي کبر را رو بی تکبر خاک شو خشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من هر دو را چون نردبان زیر آر و بر افلاک شو

ادامه مطلب  

ذات عشق  

درخواست حذف این مطلب
یا هو مدد الله مدد ای یار من دلبر من شاه من ایار من شب چراغ و رهنمای جان من جان جانم جان من جانان من این تن محبوس من در غربت است دست و پایی می زند در ظلمت است من زغمگینی تو لب بسته ام نغمه ها را در دلم بش ته ام اشک بوس مقدم راه توام بی قرارم بی قرارم آن توام جمله هستی درین افلاک پیر در سماع اند همچو من در ذات پیر من به تو مجنون و تو لیلی به من عشق من لیلی من لیلی من عشق را شرحی نبود و نیست شرح عشق را لایق شدن بی شرح بی شرح هرکه مستغرق شود در ذات عشق عشق

ادامه مطلب  

غربت  

درخواست حذف این مطلب
غریب که باشی دلت میگیرد از کوچه ها وخیابانها. نه آدمها برایت مفهوم دارند نه خاطرات. چرا که هیچ آشنایی را نخواهي دید. پرسه میزنی بی هدف. ادمها را مینگری به دنبال آشنایی تا خاطرات مشترکتان را مرور کنی. اما هیچ نقطه مشترکی نخواهي یافت. فقط همه رو به سوی هدف خود در حرکتند. دلت هوای کوچه آشنای کودکیت را میکند. هوای خیابانهای خاطراتت را. انجاست که میفهمی. تمام سادگی و زیبایی شهرت را با دنیا هم مبادله نخواهي کرد. دلت همان کوچه خاکی همان توپ پلاستیکی هم

ادامه مطلب  

تنها سه روز!  

درخواست حذف این مطلب
بیایند و بگویند:تنها سه روز فرصت باقی ست!سه روز برای آنکه بگویی،تمامِ آنچه که در طول سه سال ندیدنشان نگفته ای. و تو نداني از کجای نبودن هایشان،از کجای نبودن هایت،آغاز کنی! حرف بزنی،حرف بزنی،حرف بزنی و جایی میان کلامت ببینی رشته ی کلام از دست داده ی.بترسی...از روزی که تمام شود و تو هنوز ناگفته هایت در گلو تمام نشده باشند. نداني گله از که باید کرد؟از آن ها ؟که در روزهای نخست آشنایی تان،تو را کمتر دیدند و از دست حساسیت عجیب و بی انتهای تو ندانستند

ادامه مطلب  

معاصر  

درخواست حذف این مطلب
دلبرکم! بزرگان نو زایی و روشنگری که حتی چا ایان این قرن در سایه ی دشان آزادانه می چرند؛ - تا پایان قرن چندین دهه مانده - همگی بر بستر مرگ گفتند: دانم که ندانم. □ او نداند، من ندانم، تو نداني اما تو نداني که من ندانم و حتی خود - در حساب و منطق زبانزدِ مکتب بودم - پس هر چرندی که امروزه می شنوی حقیقت است اگر و تنها اگر از هجمه ی این همه حقایق - یک بار هم که شده – قی نکرده باشی. □ نازنینم! این چند سطر چرندیات ناب پیشکش تو!

ادامه مطلب  

سه بیت، سه نگاه، سه برداشت...  

درخواست حذف این مطلب
موسی خطاب به خداوند در کوه طور: اَرَنی ( خود را به من نشان بده) خداوند:لَن ترانی ( هرگز مرا نخواهي دید)

ادامه مطلب  

سایه 309  

درخواست حذف این مطلب
خدانگهدارو اگر برای همیشه باشدبسیار خوب برای همیشه خدا نگهدارهر اندازه که تو سنگدل باشی...قلب من بر تو نخواهد شورید..در این ... چه نخواهي خواند...در این ... ای که اغلب چون خواب سن ... نی بر تو چیره میشد... ... ای که سرت را به آن تکیه میدادی...و خواب سن ... نی که دیگر هرگز نخواهي داشت...خدانگهدار ای اینگونه از من جدا شده...گرامی ترین رشته های زند ... مگسسته...سوخته...تنها...پژمرده...و دیگر...بیش از این نمیتوانم بمیرم.

ادامه مطلب  

 

درخواست حذف این مطلب
گاهی آدم،خود آدم عشق است.بودنش عشق است.رفتن و نگاه ... ش عشق است.دست و قلبش عشق است.در تو عشق میجوشد،بی آنکه ردش را بی ... .بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده.روییده.شاید نخواهي هم.شاید هم بخواهی و نداني.نتوانی که بدانی. پی نوشت:از کتاب "جای خالی سلوچ"(محمود ... ت آبادی)

ادامه مطلب  

تو دیگر سایه فرزند را بر در نخواهی دید  

درخواست حذف این مطلب
تلنگر می زند بر شیشه ها ه ... نجه باراننسیم سرد می خندد به غوغای خیابانهادهان کوچه پر خون می شود از مشت خم ... فشار درد می دوزد لبانش را به دندانهازمین گرم است از باران خون امروززمین از اشک خون آلوده خورشید سیراب استببین آن گوش از بُن کنده را در موج خون مادرکه همچون لاله از لالای نرم جوی در خواب استبمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادرکه باران بلا می باردت از آسمان بر سربمان مادر بمان در خانه خاموش خود مادرکه باران بلا می باردت از آسمان بر سردر م

ادامه مطلب  

ششمین پست  

درخواست حذف این مطلب
کاش میشد به جای فرار به اینجا از خودم فرار کنم این حال و هوا برای من سن ... ن است هرچند که میگویند مشکلات آدم ها به اندازه ظرفیتشان است ولی من اینقد کم ظرفیت و ضعیف شده ام که نمیتوانم از پس هیچی بر بیایم سخت تر از آن هم این است که نداني برای بهتر شدن این حس و حال چه باید ... ی شما به آدمی که این روز ها خیلی بی حوصله و بی اعصاب شده است و تحمل آدم ها برایش سخت چه پیشنهاد میکنید آدمی که آینده و گذشته و حال الان در مقابل چشم هایش از تاریکی اتاقش بیشتر است آ

ادامه مطلب  

سال ها ج ...  

درخواست حذف این مطلب
هرگز از یادم نخواهي رفت مردگر چه شعرم با تو شد نجوای دردخوب می دانیم و می داند خداهیچ ... جز تو مرا ویران نکردسال ها از من جدا م ... و هستبسترم بی شیطنت هایت چه سردکاش برگردد عقب این روزگارباز تو_ من، ... هابِ تخته نَردبعد از این هر پنج شنبه، عصر درشهرِ هیچستان به دنبالم بگرد!زهرا موسی پور

ادامه مطلب  

چقدر خوب هست  

درخواست حذف این مطلب
چقدر خوب هست که دلت عاشقانه برای ... ی به تب و تاپ بیفتد، چقدر خوب است دست فیت دست ... ی باشد که برایت خوشبختی را رقم میزند. چقدر خوب است که تو ساعت بازدید ... ی را مرتب نظاره کنی،و نداني آن هم همین کار را میکند. چقدر خوب است آدم دلش به دل ... ی گره بخورد که آن حس بین هر دو مشترک باشد. چقدر حجب و حیا توام با زیر چشمی عاشقانه شدن را دوست دارم. دلم هوای عاشقانه میخواهد. دلم میخواهد کنار عاشقانه ام بر بام کوه رفته و از بالا خیره به پایین شویم و ببینیم و بدانی

ادامه مطلب  

تبریک  

درخواست حذف این مطلب
... ان پایگاه شهید فلاحی ب ... ندان دوباره درخشیدند. ... ان ب ... نداني که اینبار در اردوگاه قدس گرمک با دسته نمونه حاضر شدند باز هم توانستند که عنوان « دسته نمونه گردان » را ... ب کنند. ب ... نداني ها همچون تمامی گردان 427 بیت المقدس در رزمایش دو روزه ای به مناسبت روز مبارزه با استکبار جهانی گرد هم آمدند . و با بروز توانایی خود در این رزمایش برای دومین سال متوالی نشان دسته ی نمونه را ... ب ... د و به گردان عاشورا پیوستند.

ادامه مطلب  

...  

درخواست حذف این مطلب
عشــــــق خودش خواهد امد.. نمی توان از ان فرار کرد عشـــــق خودش اهسته اهسته در گوشه ای می اید ودر گوشه ای از قلب مهربانت ارام و بی صدا می نشیند و تو متوجه اش نخواهي بود و بعد ذره ذره قلبت را پر می کند کم کم مثل ساقه ی "مهـــــــــــر ... ـــــــــــاه" در تمام جانت می پیچد و ریشه می دواند به طوریکه بی ان نمـــــــی توانــــــــــی تنفــــــــــــس کنـــــــی...!

ادامه مطلب  

عشق بازی 8  

درخواست حذف این مطلب
کاملی گر خاک ... رد زر شود ناقص ، ار زر برد خا ... تر شود چون قبول حق بود آن مرد راستدست او در کار ها دست خداستدست ناقص ،دست ... است و دیوز آنکه اندر دام تکلیف است و ریو جهل آید پیش او ، دانش شودجهل شد علمی که در ناقص رودهرچه ... رد علتی ، علت شود کفر ... رد کاملی ، ملت شودای مری کرده پیاده با سوار سر نخواهي برد ، اکنون پای دار

ادامه مطلب  

بارالها..  

درخواست حذف این مطلب
بارالها... از کوی تو بیرون نرود پای خیالم..نکند فرق به حالم.. چه برانی چه بخوانی،چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی... نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی... نه من آنم که زفیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی.. در اگر باز نگردد..نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی ... به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهي... باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی..

ادامه مطلب